نتایج جستجو برای عبارت :

زهرا بابائي

اپیزود اول:
امروز تو گمرک به خانومه گفتم من خانوادم تهران نیستن، گوشیم از کار افتاده، من دیگه باید چیکار کنم کجا برم که حل شه و فلان. دیدم یه پسره هم کنار من تو نوبت وایساده بود بعد که جیغ جیغ ام تموم شد گفت ببخشید خانوم منم مشکل شمارو داشتم، تو ساعتای اخرشب اگه برید تو سایت بهتره دیگه سر صحبتمون باز شد اون برا رجیستر چیزی اومده بود که یه شرکت معتبر خارجی بهش هدیه داده بود اسم شرکته رو هم نمیگم چون همه دنیا میشناسنش دیگه هی صحبت کردیم در
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

عروجنامه Elizabeth خدمات سالن زیبایی ساناز بیوتی ring gear - babbittalloy.com اندروید متاسکوت Chris ساعت دیواری چوبی دیزن(تمام چوب) ثقلین