نتایج جستجو برای عبارت :

داستان پدربزرگ

دمای بدنم، این روزها بالاست، لبانم
خشک و انگشتانم بی رمق شده اند، صدایم بالا نمی رود، خوابهای ناز بهاری
برایم ملال آور شده است، اما هیچ کدام مانع بندگی من نمی شوند.من این
روزها ، در مهمانی معبود به سر می برم، چه روزهای زیبایی است. عده ای می
گویند روزه نگیر تو نحیفی ولی من می گویم نگو نحیف، من حنیف هستم و در راه
مستقیم.همه ی سختی های ظاهری و مادی ماه رمضان، برای پرورش انسانهایی
بااراده و متقی است زیرا این ماه عزیز با نخوردن و نیاشامیدن به ما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

گاه نوشت های یک زن! موزیک شاد ایرانی پرسش مهر:آیا محیط مدرسه دلپذیر،دلخواه و شاد است؟ مبلمان اداری مرکز تعمیرات سخت افزار ، تعمیرات لوازم خانگی ،مرکز موبایل ایران شرکت ایزوگام هیرمان دلیجان wefifwef عضو هیات علمی دانشگاه و مدیر عامل شرکت کارافرینان برق اریاراد داستانهای کودکانه با آیسان نمايندگي فروش محصولات چوبي و دکوراتيو nb